بی وفایی زناشویی پدرومادر برای فرزندان تنش زاست و فرزندان در هر سنی که باشند تحت تأثیر بی وفایی آن ها قرار می گیرند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی همبستگی هوش اخلاقی، با نگرش به بی وفایی در دو گروه از فرزندان با و بدون تجربه بی وفایی پدرومادر انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را، همه افراد بالای 18 سال با و بدون تجربه بی وفایی پدرومادر مناطق چهارگانه شهر تهران در سال 1396-1395 تشکیل می دادند که با استفاده از روش تحلیل توان تعداد 212 نفر از این افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با به کارگیری پرسشنامه های هوش اخلاقی لنیک و کیل 2005 و نگرش به بی وفایی ویتلی 2006 گرد آوری شد. به منظور تحلیل داده ها از روش های t مستقل و z فیشر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد، میان نگرش به بی وفایی در دو گروه از فرزندان با و بدون تجربه بی وفایی پدرومادر تفاوت معنی داری وجود دارد (0. 05>p)، همچنین از میان ده مؤلفة هوش اخلاقی دو مؤلفة وفای به عهد (p<0. 15, f=2. 07) و عمل کردن مبتنی بر اصول، ارزش ها و باورها (p<0. 09, f=2. 94) در فرزندان با و بدون تجربه بی وفایی پدرومادر همبستگی معنی داری وجود داشت. نتایج آزمون z فیشر نیز نشان داد هنگامی که دو متغیر هوش اخلاقی و نگرش به بی وفایی در هر دو گروه مورد هم سنجی قرار گرفتند، تفاوت معنی داری میان دو گروه مشاهده نشد. اما یافته های پژوهش روشنگر این است که علاوه بر خانواده اصلی، فرهنگ، سن، جنسیت و تفاوت های رشدی بتواند بر دیدگاه فرزندان از هوش اخلاقی و نگرش بر بی وفایی تأثیر بگذارد.